خطايى ، على اكبر
83
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
لشكرها به ديوان « 1 » درمىآيند ، و آن سه كه در ميان است خاصهء پادشاه است كه خود [ و ] خاصگيان خود از آن درها درآيد و برآيد . و بلندى هر درى مقدار يك گز انداز باشد . و آن درهاى مذكور كه گذرگاه پادشاه است از پولاد خطائى ريختهاند عجب . اگر از آن درها در روى زمين بوده باشد مگر در خطاى كار كرده باشند . و در بيرون هفت دربند ، پيش روى هر درى يك حصار مضبوط ساختهاند « 2 » و در سه طرف آن حصار درهاست كه به رسم دربندهاى درون سراى ساختهاند و غرابت آن درها مذكور شد . و در درها و دربندها فانوسهاست به عدد ستارههاى آسمان رنگارنگ ، روشن كردهاند و از سر سنجقها آويخته و از هر درى و دربندى چنان نمايد كه نظاره كننده داند لطافت آن فانوسها را ، و از هم دورى آن دربندها را . و در نيمشب همهء اهل قلم و اهل علم حاضر شدهاند و در بيرون آن درها و دربندها « 3 » خيل خيل و طلب [ طلب ] و سنجق سنجق « 4 » همه انتظار مىبرند از براى آنكه گاهى خاقان پيش از صبح به ديوان بهدرمىآيد . « 5 » هركس كه اهل آن ديوان بوده باشد حاضر نباشد گناهكارست « 6 » و در بند و حبس برود . فى زماننا ، يك بار خاقان در صبح به ديوان بهدر آمد و در آن ساعت سه هزار امرا كم آمد - كه به ديوان حاضر نشده بودند . همه گناهكار « 6 » شدند و از منصبها بيفتادند و دربند و حبس رفتند . و اكثر به ديوان [ به ] درآمدن خاقان پيش از آفتاب برآمدن است ، و از آن ترس مذكور همهء آن خلق حاضر شده و بر آن درها و دربندها انتظار مىبرند ، و چون آن درها و دربندها را كه مخصوص امرا و لشكرى « 7 » است به يك بار وا « 8 » كنند و همهء آن خلق ما خلق اللّه گروه گروه و خيل خيل درخورد مراتب خود درآيند از آن
--> ( 1 ) - س : « به ديوان » ندارد ( 2 ) - س : از « پيش روى » تا اينجا را ندارد . ( 3 ) - س : « و دربندها » ندارد ( 4 ) - س : سنجاغ سنجاغ ( 5 ) - س : بهدرآيد ( 6 ) - س : گنهكار ( 7 ) - س : لشكر ( 8 ) - سها : باز